به گزارش روزنامه پیام ما در ویژه نامه تاب آوری اقتصادی در سالهای اخیر، اصطلاح «تابآوری اقتصادی» به یکی از پرتکرارترین کلیدواژهها در ادبیات اقتصادی و سیاسی ایران تبدیل شده است. تابآوری اقتصادی در سادهترین تعریف به توانایی یک اقتصاد برای تحمل و عبور از شوکها، بحرانها و فشارهای بیرونی اطلاق میشود؛ شوکهایی که میتواند ناشی از تحریمهای بینالمللی باشد یا ریشه در بحرانهای داخلی مانند تورم، رکود و نوسانات ارزی داشته باشد. اما پرسش اساسی اینجاست: این تابآوری بر دوش چه کسانی بنا میشود؟ صنایع بزرگ و دولتی که وابسته به سرمایههای کلان هستند، یا شبکه گستردهای از کسبوکارهای کوچک که در دل شهرها و روستاها فعالیت میکنند؟ نگاه به تجربه اقتصادی سایر کشورهای جهان نشان میدهد که کسبوکارهای کوچک و متوسط، ستونهای اصلی تابآوریاند.
سهم کوچکها در ایالات متحده آمریکا
نشریه فوربس گزارشی با عنوان «چگونه کسبوکارهای کوچک اقتصاد آمریکا را هدایت میکنند؟» منتشر کرده است که نشان میدهد؛ کسبوکارهای کوچک نقش مهمی در اقتصاد ایالات متحده ایفا میکنند. در این کشور ۹۹.۹ درصد کل شرکتها را بنگاههایی با کمتر از ۵۰۰ کارمند تشکیل میدهند. این بدان معناست که تقریباً تمامی ساختار اقتصادی این کشور بر پایهٔ همین واحدهای کوچک بنا شده است.
نگاهی به بازه ۲۵ساله از ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۰ نشان میدهد که همین کسبوکارهای کوچک، بیش از ۶۲ درصد مشاغل جدید را ایجاد کردهاند؛ آماری که از هر زاویهای بنگریم، جایگاه تعیینکننده آنها را در اشتغالزایی و پایداری اقتصادی به رخ میکشد.
نقش این واحدها تنها به استخدام نیرو محدود نمیشود. کسبوکارهای کوچک با گردش سرمایه در سطح محلی، موتور محرک خدمات عمومی و سرمایهگذاریهای تازهاند. مالیاتها و دستمزدهایی که از دل همین فعالیتها پرداخت میشود، بار دیگر به چرخهٔ اقتصاد بازمیگردد و بهبود زیرساختها و خدمات شهری را به دنبال دارد.
به بیان سادهتر، یک مغازه کوچک خانوادگی در گوشه یک خیابان یا یک کارگاه پنجنفره در حاشیه یک شهر صنعتی، میتواند همان اندازه در ایجاد ارزش اقتصادی مؤثر باشد که یک کارخانه بزرگ یا پروژه عظیم صنعتی. اقتصاد محلی درست از همین نقطههای کوچک جان میگیرد و تابآوری کل اقتصاد ملی را تقویت میکند.
انعطافپذیری؛ رمز بقای کوچکها
یکی از مهمترین ویژگیهای کسبوکارهای کوچک، انعطافپذیری و سرعت عمل در واکنش به تغییرات محیطی است. برخلاف شرکتهای بزرگ که ساختار پیچیده و بروکراسی سنگین دارند، یک کسبوکار کوچک میتواند در کوتاهترین زمان مسیر خود را تغییر دهد، محصول تازهای عرضه کند یا بازار هدفش را بازتعریف نماید. همین ویژگی باعث میشود در شرایط بحران، آنها تابآورتر از غولهای اقتصادی باشند.
نمونه بارز این تابآوری را میتوان در دوران همهگیری کرونا مشاهده کرد. زمانی که بسیاری از شرکتهای بزرگ آمریکایی ناچار به تعدیل نیرو یا تعطیلی موقت شدند، موجی از کسبوکارهای کوچک تازه شکل گرفت. تنها در سال ۲۰۲۱، بیش از ۱.۴ میلیون شرکت جدید در آمریکا ثبت شد؛ آماری که حتی پیش از بحران هم بیسابقه بود. این واقعیت نشان میدهد که ریشههای اقتصاد در سطح خرد آنقدر زنده و پویاست که حتی در دل طوفان بحرانها نیز توان جوانهزدن دارد.
نگاهی به ایران
اقتصاد ایران نیز همانند سایر کشورها، به کسبوکارهای کوچک و متوسط نیاز حیاتی دارد، اما واقعیت این است که جایگاه آنها در سیاستگذاریهای کلان همچنان در حاشیه مانده است. در شرایطی که صنایع بزرگ کشور تحتفشار شدید تحریمها، نوسانهای ارزی و محدودیتهای مالی قرار گرفتهاند، این کسبوکارهای کوچک و متوسطاند که میتوانند بخشی از بار تابآوری را بر دوش بکشند. کارگاههای تولیدی محلی، استارتاپهای نوآور، فروشگاههای خانوادگی و حتی مشاغل خانگی، همگی ظرفیتهایی به شمار میرود که اگر از حمایتهای مالی و قانونی کافی برخوردار شوند، میتوانند به ستونهای پایداری اقتصاد ایران بدل شوند. جوانانی که با سرمایه اندک وارد حوزههایی چون فناوری، کشاورزی نوین یا صنایعدستی میشوند، تنها برای خودشان شغل نمیسازند؛ بلکه در مقیاس محلی، زنجیرهای از ارزش اقتصادی و اجتماعی به حرکت درمیآورند. از روستاهایی که با فروش آنلاین صنایعدستی به بازار جهانی وصل میشوند، تا استارتاپهای کوچک فناوری که خدمات روزمره مردم را تسهیل میکنند، همگی میتوانند به این روند کمک کنند. اما تداوم این امر، بدون زیرساختهای حمایتی پایدار ممکن نیست. دسترسی به وامهای خرد، نظام مالیاتی شفاف و عادلانه، بازارهای محلی و دیجیتال کارآمد، و مهمتر از همه اعتماد مصرفکنندگان به کالا و خدمات ایرانی، ستونهایی هستند که باید برای آن بنا شوند.
نقش سیاستگذار و مردم
در آمریکا، موفقیت کسبوکارهای کوچک تنها نتیجه سیاستهای دولتی نیست؛ مردم هم بخشی از این فرایند هستند. انتخاب آگاهانه یک مصرفکننده برای خرید از مغازه محلی یا حمایت از یک استارتاپ نوپا، میتواند تفاوتی بزرگ ایجاد کند. در ایران نیز تابآوری اقتصادی تنها زمانی جان میگیرد که هر دو سوی ماجرا فعال باشند. یعنی از یک سو، مردم با اعتماد به محصولات داخلی و حمایت از کسبوکارهای کوچک، چرخهای تازه از رشد محلی را شکل دهند و از سوی دیگر، سیاستگذاران با ترکیب نگاه کلان توسعه صنعتی و حمایت خرد از مشاغل کوچک، یکلایه حیاتی به اقتصاد ملی اضافه کنند. زیرا بدون این لایه، اقتصاد ملی همچنان شکننده باقی خواهد ماند و توان مقابله با شوکهای بیرونی و درونی را از دست خواهد داد.
اقتصاد محلی؛ جایی که چرخه تابآوری شکل میگیرد
اقتصاد ایران امروز در مسیری پرچالش گام برمیدارد؛ مسیری که هر روز با فشارهای تازهای چون تحریمهای خارجی، نوسانهای ارزی و بحرانهای ساختاری همراه است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: ابزار واقعی تابآوری کجاست؟
کسبوکارهای کوچک و متوسط همان ویژگیهایی را دارند که برای این روزهای دشوار حیاتی است: کمهزینهبودن، انعطافپذیری بالا و تکیه بر سرمایه انسانی و اجتماعی محلی. همانطور که تجربه آمریکا نشان میدهد، ستونهای اقتصاد الزاماً در برجهای شیشهای شرکتهای بزرگ یا صنایع عظیم شکل نمیگیرند، بلکه در فروشگاههای کوچک خانوادگی، استارتاپهای جوان و کارگاههای محلی است که ریشههای پایداری بنا میشود.
برای ایران نیز آیندهای پایدار بدون این ستونهای پنهان قابلتصور نیست. اگر قرار است اقتصاد ملی در برابر شوکها بایستد و در مسیر توسعه بومی حرکت کند، باید نگاه سیاستگذاری، سرمایهگذاری و حتی مصرف روزمره مردم، بیشازپیش متوجه این کسبوکارهای کوچک شود. در واقع، تابآوری ایران نه در فاصلههای دور، بلکه در کوچه و خیابانهای همین شهرها و روستاها نهفته است.
بدون دیدگاه